شکار او به قلم حدیث افشارمهر
پارت چهل و دوم :
با صدای لرزونم جوابش رو دادم:
-چون....چون ترسناکی! هیچی از تو نمی دونم، حتی نمی دونم قراره چه بلایی سرم بیاری و همین ندونستن داره دیونم می کنه.
-به وقتش همه چیز رو می فهمی!
قاطع و محکم گفت و می دونستم که دروغ نمی گه اما من تا زمانی که وقتش برسه حتی اگه من رو به کشتن نداد، خودم این کار رو می کردم!
-اگه نگی، اگه الان نگی...بهترین بازیکنت رو از دست می دی! می دونی که شوخی نمی کنم.
ص
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
بزرگترین دروغی که گفتی چیه؟ 🤨
۶ ماه پیشانیس
0پارت عجیب و خفنی بود
۲ سال پیشآمینا
2مرسی😍🥰توی بازی هم واسه هم شاخ و شونه میکشن
۲ سال پیشNarges.g
3پارت خفنی بود، خوشم اومد
۲ سال پیشسیتا
3نه به اون ترس که ازش میگفت نه به این که نشستن دارن بازی میکنن
۲ سال پیشلیلی
1خیلی عالیییه واقعا ،از اول هفته منتظر میمونم تا آخر هفته که پارت جدید بیاد ،واقعا انتظار سخته،مرسی از نویسنده عزیز🥰
۲ سال پیشحلما
2وای این پارت خیلی خفن بود...خیلی کنجکاوم ببینم ادامش چی میشه
۲ سال پیش؟؟
1خیلی زود تموم شد میشه پارت ها رو طولانی تر کنید، ممنون از قلم زیباتون
۲ سال پیشZahra
2خیلی رمان جذابیه نویسنده جان قلمتون پایدار❤️💪🏻
۲ سال پیشZahra
1میشه زود به زود پارت بزارید احساس میکنم اگر فاصله بیوفته مزه رمان از دست می ره🙂❤️
۲ سال پیشگلی
0وای عالی بود منکه لحظه شماری میکنم همش چک میکنم ببینم کی پارت جدید میاد توروخدا زودتر پارت جدید بزارید منکه دیگه از فکرش خوابو خوراک ندارم 🤣همش میگم یعنی چی میشه 🤣🤣
۲ سال پیشحدیث
2خدایا آخه هانتر به نظرت الیسا می تونه مردی جذاب تر از تو پیدا کنه که می *** تا حالا عاشق شدی معلومه که نشده اما شاید شده و خودش خبر نداره کی می دونه !!!😄😀😀😆😁😄
۲ سال پیشmahsa
1واای عااالی بووود😍
۲ سال پیشpary
2چرا همیشه جای حساس تموم میشه تا پارت بعدی بیاد من دق می کنم می میرم
۲ سال پیشpary
1این پارت خیلی خوببببببببببببببب بود
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

لونا
1سوال هانتر تو بازی مثل سوالاییه که ۱۳ ۱۴ سالگی تو جرعت حقیقت می پرسیدیم😂 گوگولی 🥺